خرید بک لینک
در خیالات خودم، در زیر بارانی که نیستمی‌رسم با تو به خانه، از خیابانی که نیست می‌نشینی روبرویم، خستگی درمی‌کنیچای می‌ریزم برایت، توی فنجانی که نیستباز مي‌خندی و مي‌پرسي، كه حالت بهتر است؟!باز می‌خندم که خیلی، گرچه می‌دانی که نیستشعر می‌خوانم برایت، واژه‌ها گل می‌کنندیاس و مریم می‌گذارم، توی گلدانی که نیستچشم می‌دوزم به چشمت، مي‌شود آیا کمیدستهایم را بگیری، بین دستانی که نیست..؟!وقت رفتن می‌شود، با بغض می‌گویم نرو…پشت پایت اشک می‌ریزم، در ایوانی که نیستمی‌روی و خانه لبریز از نبودت می‌شودباز تنها

برچسب: نویسنده: ماهان نیکنام تاريخ: يکشنبه 25 مرداد 1405 ساعت: 3:40

صفحه بندی